ادبیات نظری تحقیق خلاقیت، افراد و مدیران خلاق، نوآوری، نوآوری سازمانی، بهره وری سازمان|40280070

ادبیات نظری تحقیق خلاقیت، افراد و مدیران خلاق، نوآوری، نوآوری سازمانی، بهره وری سازمان|40280070|guarantee|dec|ادبیات نظری تحقیق خلاقیت افراد و مدیران خلاق نوآوری نوآوری سازمانی بهره وری سازمان
این مطلب در مورد فایل دانلودی با موضوع ادبیات نظری تحقیق خلاقیت، افراد و مدیران خلاق، نوآوری، نوآوری سازمانی، بهره وری سازمان می باشد.

در 35 صفحه در قالب ورد قابل ویرایش.

بخشی از متن :

خلاقیت

- خلاقیت چیست؟

خلاقیت زیباترین و شگفت انگیزترین خصیصه انسان است.نگاه کردن متفاوت به مسائل و رسیدن به یک راه حل جدید همان چیزی است که عموماٌ از آن به خلاقیت تعبیر می شود.خلاقیت در حقیقت فرآیندی است که در ذهن فرد خلاق اتفاق می افتد و حاصل آن شکل گرفتن یک ایده جدید یا یک راه حل ابتکاری است.امروزه اهمیت خلاقیت و نقش زیربنائی آن در کلیه مسائل زندگی برای همگان آشکار گشته است.لازمه هرگونه تحول،پویایی و حرکت،خلاقیت است.بنابراین اغراق نیست اگر بگوییم انسان در کلیه پیشرفت هایش مدیون تفکر خلاق است (فیض بخش، ١٣٨١).از خلاقیت تعاریف متعددی به عمل آمده است:

خلاقیت و نوآوری : خلاقیت فعالیتی است که باعث ایجاد ایده های نو می شود و نوآوری به عنوان خلاقیت کاربردی تعریف شده است به عبارت دیگر نوآوری فرآیندی است که به وسیله آن خدمات و کالاهای بیشتر و بهتر و جدیدتری ارائه می شود (سینک[1]، ١٩٨٥).مارکرت بودین[2] : توانایی به جامع عمل نشاندن ایده یا هنر واقعی زیبا که تازه،شگفت آور و با ارزش است (بودین، ٢٠٠٥).فرانکن[3] می گوید :" خلاقیت یعنی گرایش به تولید و تشخیص دادن ایده های متناوب فرعی و امکان پذیر،خلاقیت ممکن است در حل مساله و ارتباط با دیگران و سرگرم کردن خودمان و دیگران مفید باشد.به سه دلیل خلاقیت برای انسان برانگیزنده است :

الف) احتیاج برای نوآوری گوناگونی و تحریک های کامل.

ب) احتیاج به ایده های مرتبط و ارزشمند.

ج) احتیاج به حل مساله (فرانکن، ٢٠٠٨).

لیندا نایمن[4] می گوید : " تعریف من از خلاقیت،عمل دگرگون کردن واقعیت های درونی ایده های نو و ابتکاری است.خلاقیت شامل دو فرآیند است.نوآوری و سپس تولید کرد.نوآوری تولید یک محصول یا اجرای یک ایده است.اگر شما ایده ای را داشته باشید اما به ان عمل نکنید،شما ابتکار دارید اما خلاق نیستید " (نایمن، ٢٠٠٨).

رولو مای[5] : خلاقیت یک فرآندی از به وجود اوردن چیزی تازه در واقعیت است.خلاقیت به یک موقعیت یا یک عقیده احتیاج دارد.خلاقیت به دور از نمادها و اسطوره ها متولد می شود.واقعیت هایی که در آگاهی ما ازنکته ها ورازهای قبلی زندگی جدید ما بوده است.تجربه به اوج رساندن یک خلسه و هوشیاری است (مای، ٢٠٠٧).

استرونبرگ و لابرت[6] : یک محصول وقتی اندیشه نوین و شایسته باشد،خلاق است.یک اندیشه نوین، اصیل و پیش بینی ناپذیر است.مفهومی بزرگتر،محرک بیشتر در تولید محصول و کار و ایده های بیشتر، خلاقیت بیشتر تولید می کند (استرونبرگ ولابرت، ٢٠٠٦).

دانیل پینک[7] می گوید : خلاقیت مرکز مهارت و رهبری و مدیریت و یکی از روش های خوب در دور نگه داشتن شرکت شما از رقابت می باشد.خلاقیت شرکتی خصوصیت نزدیک به توانایی برای درک کردن دنیا و روش های تازه و نوین برای پیدا کردن الگوهای پنهان و ساختن ارتباط میان پدیده های ظاهری و نا مربوط در تولید راه حل ها می باشد.راه حل های خیلی تازه برای مشکلات و توانایی خلق محصولات جدید،فرآیند ها و یا خدمات برای یک بازار متغیر تولید می کند.خلاقیت قسمتی از سطوح عقلانی است که به یک شرکت هیجان و تب و تاب رقابت را می دهد (پینک، ٢٠٠٥).

- ویژگی های افراد خلاق :

خلاقیت را نمی توان فقط در انحصار عده ای معدود دانست.اگرچه استعدادهایی که این قبیل افراد از آن برخوردارند،در سطحی بسیار بالاتر است اما این صفتی نیست که بتوان آن را تنها مختص آنها دانست.خلاقیت در همه ما موجود است.این قابلیتی است که افراد انسانی را در مقامی بالاتر از همه موجودات زنده که در جهان زندگی می کنند قرار می دهد.توانایی های خلاق همچون سایر انواع هوش به درجات متفاوت در میان همه وجود دارد.آنچه بر عهده همه ما گذاشته شده است این است که آنها را شکوفا ساخته و به خدمت بگیریم.

ویژگی های افراد خلاق از نظر میهای سیکزنت میهالی:[8]

١- افراد خلاق مقدار زیادی انرژی دارند اما آنها همواره ساکت و آرام هستند.

٢- افراد خلاق ترکیبی از بازیگوشی و انظباط و یا مسئولیت پذیری و مسئولیت ناپذیری هستند.

٣- افراد خلاق تمایل به زیرکی دارند.همواره ساده لوحامه در بعضی اوقات رفتار می کنند.

٤- افراد خلاق تناوبی میان ابتکار و رویا هستند.

٥- افراد خلاق در تمام اوقات به طور استثنائی فروتن و سربلند هستند.

٦- انسان هایی که خلاق به نظر می رسند تمایل به داشتن یک جایگاه میان پیوستار درون گرایی و برون گرایی دارند.

٧- افراد خلاق به طور کاملاٌ قطعی از نقش های کلیشه ای انعطاف ناپذیر جنسیتی در جهت انسان بودن به دور از جنسیت فرار می کند.

٨- عموماٌ انسان خلاق،مستقل است.

٩- افراد خیلی خلاق درباره کارشان بسیار پر احساس هستند.آنها می توانند شدیداٌ عینی گرا و خیلی خوب باشند.

١٠- افراد خلاق،حساس و روشنفکر اغلب در معرض سختی و رنج،در کنار مقدار زیادی بهره کشی هستند (سیکزنت میهالی،٢٠٠٧ ).

- ویژگی های مدیران خلاق :

١- تمرکز بر یک موضوع و یک کار: با توجه به اینکه اثربخشی خلاقیت بسته به سادگی و تمرکز دارد،افراد خلاق عمدتاٌ بر یک کار متمرکز می شوند.افراد خلاق،خلاقیت های اثربخشی خود را از جا های کوچک شروع می کنند.خلاقیت به دانش و مهارت و تمرکز نیاز دارد.این واضح است که افرادی استعداد بیشتری برای خلاقیت دارند.اما این استعدادها در یک زمینه محدود و مشخص است.در حقیقت نوآوران به ندرت در بیش از یک زمینه فعالیت دارند و این در تمام موفقیت های نوآورانه آنها صدق می کند (سلطانی،١٣٨٢ ).

٢- دارای روحیه علمی و پژوهشی هستند: مدیران خلاق با مسائل و امور مربوط به سازمان و حتی زندگی شخصی برخورد اصولی و علمی داشته و تحقیق و پژوهش را برای حل مشکلات کارساز می دانند و این به خاطر این است که استفاده از ره حل های جدید موجب صرفه جویی شده و زودتر می توان به نتیجه رسید (سلطانی، ١٣٨٢).

٣- حد بالایی از قابلیت خطر کردن دارند: خلاقیت خصیصه آدم هایی است که جرات خطر کردن دارند.برای مثال در علوم،پژوهشهای خلاق کم و بیش همیشه مستلزم قمار کردن های حساب شده است ولی کارهای عادی را می توان بدون خطر کردن چندان انجام داد.فرد حرفه ای در هیچ عرصه ای،علم یا بازار بورس به دنبال " بحث موفقیت پنجاه پنجاه" است.به عکس،جویای موقعیتی است که در آن بتواند کاری کند تا دانش برتر به بار نشیند.گاه این دانش برتر حاصل پشتکار در کسب قطعه هایی بیش از اکثر افراد دیگر است.گاه تصادفی حاصل می شود اما هرگونه که حاصل شود بعید است که عنصر خطر را به کلی حذف کند.عملکرد خلاق مستلزو دست زدن به خطرهای حساب شده هم است.که در آنها هم دقت محاسبات بر دانش برتر استوار شده است (سلطانی،١٣٨٢ ).

٤- دارای روحیه نقادی بالایی هستند : از جمله خصایص مدیران خلاق این است که خود از جمله افراد انتقاد کننده بوده و انتقاد پذیر هستند و روحیه نقادی را از طریق ارائه اطلاعات به کارکنان،توجه و پذیرش نظرات کارکنان،ایجاد انگیزه نقد و ارائه راه حل،انجام نظرسنجی از کارکنان،استقرار سیستم پیشنهادات در سازمان،اشاعه می دهند.وقتی روحیه نقادی در تک تک کارکنان ایجاد شد این امر به عنوان باورهای مشترک درآمده و در سازمان نهادینه می گردد.نقد را می توان نرم افزاری برای توسعه فکر و ظرفیت ذهنی و علمی بشر دانست.در نقادی،افکار و مباحث علمی و سازمانی مختلفی مورد بحث قرار گرفته و از دل آنها اندیشه های نو پرورش می یابد و به عنوان راهکارهای عملی مشکلات سازمان را حل می کنند و در نهایت در دل نقادی،خلاقیت های فردی شکل می گیرد و افراد خلاق،سازمان را تبدیل به یک سازمان خلاق می کنند (سلطانی، ١٣٨٢).

- موانع خلاقیت

ظهور خلاقیت که موهبتی الهی و همگانی است،مستلزم ایجاد بستر مناسب برای رشد و توسعه است.لذا برای گسترش این توانایی باید موانع و عوامل آن را نیز بررسی کرد تا بتوان فرصت لازم را برای رشد این توانمندی برای همه افراد جامعه فراهم آورد (امینی، ١٣٧٥).در اینجا سعی شده است به طور خلاصه به طبقه بندی موانع و عوامل بروز خلاقیت بپردازیم:

١- موانع شناختی

١- عادت : افراد در حل مسائل معمولاٌ روشی را به کار می برند که بدانند با موفقیت همراه است.این روش در موارد مشابه تکرار می شود و فرد کم کم به آن عادت می کند.عادت موجب می شود که انسان در یک چارچوب خاصی قرار گیرد و کارهایش را طبق دستورالعمل معینی انجام دهد از این رو امکان نوآوری و یافتن راه حل ها و طرح های جدید کاسته می گردد (حسینی، ١٣٧٦).

٢- عدم انعطاف پذیری : انسانی که در قالب معینی فکر و عمل می کند،انعطاف ناپذیر می گردد.زیرا توان اندیشیدن درباره ی جهات مختلف مسئله را ندارد و تنها یک یا دو جهت را می بیند(حسینی، ١٣٧٦).

٣- رویگردانی از ابهامات : افراد اگر احساس کنند قادر به مقابله با موقعیت های مبهم،پیچیده و غیر ممکن نیستند از آنها استقبال نمی کنند.به این ترتیب،فرصتی برای رویارویی با مسائل تازه و رسیدن به افکار خلاق را از دست می دهند.نیاز شدید و افراطی به نظم و ترتیب نمونه ای از این رفتار است و باعث می شود که همه چیز کاملاٌ مرتب باشد تا ابهام و اشکالی پیش نیاید.بدین ترتیب امکان بروز خلاقیت از بین می رود (حسینی، ١٣٧٦).

[1] .Sink

[2] .Boden

[3] .Frunken

[4] .Linda Naiman

[5] .Rollo May

[6] .Lubart

[7] .Daniel Pink

[8] .Mihaiy Csikszent mihaly